بر دوراهی مانده ام راهم کجاستهر دو سو نور است نور کبریاستیک طرف فریاد هل من ناصراهم ندای حق ز یک مرد خداستزان طرف گوید منم یار ولیمظهر عشق و نمادی از وفاستبین دو بحر کرم استاده امهر دو سو دریایی از نور خداستاین مکان بین حرم بین دو نورهر دو نورازجمله انوارالله استیک طرف گویدحسینم من حسینزاده زهرا و جدم مصطفاستمن برای دین حق جان داده امخون من احیاگر دین خداستمن ز جان و خانمان بگذشته امراه من راه و طریق انبیاست راه من راه عدالت راه حقشیوه مردان حق راه خداستزان طرف عباس آن ماه عربمی زند فریاد جانم بی بهاستمن که سربازم حسین فرمانده استسر به فرمانش نهم او مقتداستجان من قربان فرزند نبیجان که در راه خدا باشد صفاستاینکه سرگردان و حیران مانده استعبد عاصی این غریبی روسیاهستنوشته شده توسط خداکرم غریبی
در 14:37 | لینک ثابت
•
برچسب:
نویسنده: کامران پورعلی
تاريخ: دوشنبه
3 ارديبهشت
1403 ساعت: 16:23